|
گفته بودی تا هروقت که من بخوام باهام هستی ... اما الان من میخوام و تو با وجود اینکه هستی . . . نیستی ...!
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم , چتر نداشتیم , خندیدیم ، دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم ... ...... چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . ..! دکتر علی شریعتی
بد فاجعه ایست اگر قبل از آنکه بفهمی ، درک کرده باشــــــی ...!!!!!
نگاهت آبی آسمان را تداعی میکند برای زنی که عشق را خاکستری می دید کویر تر میشود از لبخندت و نفس جوانه می زند در دلش همیشه بخند " مرد رویایی من " ...
سلام بعد از ۱ سال برگشتم ... میخوام دوبارم به نوشتن وبلاگم ادامه بدم .... نمیدونم هنوز این وبلاگ بیننده داره یا نه اما می نویسم واسه دل خودم ...!
یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون مینویسم و اون خوابه نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یه کاغذ ، یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه یه روز همین جا توی اتاقم یه دفه گفت داره میره چیزی نگفتم ، آخه نخواستم دلشو غصه بگیره گریه میکردم ، درو که می بست میدونستم که میمیرم اون همه کسم بود نمیتونستم جلوی راشو بگیرم میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاک ساعت رو دیوار دوباره نمیخواد بشه باور من که دیگه نمیآد انگار
بزن باران بهاران فصل خون است
|
About![]()
آسمان بار امانت نتوانست کشید
Home
|