sms هاي عاشقانه ام را
كه فقط به تو مي نوشتم ٬
براي همه مي فرستادي !
دنيا را عاشق كرده اي و خود ٬
از هفت دولت آزادي !!!
سه كوه ٬
چهار دره ٬
يك دريا٬
در ميانه هاي صحرا پرسيد :
كي مي رسيم؟ ديگر خسته شده ام .
پاسخ داد :
قرار نيست هميشه عشق به جايي برسد !!!
و هر يك به سويي رفتند .
بيا براي بهبود شرايط
چند قدم برداريم
يك ٬ دو ٬ سه ٬
...
هشت ٬ نه ٬ ده .
چه قدر مهربان تر شده اي حالا كه از هم ٬
بيست قدم دوريم !!!
گفتي كه عاشقت نشوم ٬ چرا كه عاشقم نيستي !
من احساسي را كه به هم داريم عشق مي نامم ٬
تو هر چه مي خواهي بنام .
در اصل ماجرا تفاوتي نمي كند !
ـــــــــــــــــــــــــــ
شعر
ديدي غزلي سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست .
زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود
نوشته شده توسط شیوا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386
ساعت 13:25 موضوع |
لینک ثابت